صدای نقالها دیگر به گوش نمی رسد

  • warning: Declaration of views_handler_argument::options_validate(&$form, &$form_state) should be compatible with views_handler::options_validate($form, &$form_state) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_argument.inc on line 917.
  • warning: Declaration of views_handler_argument::query() should be compatible with views_handler::query($group_by = false) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_argument.inc on line 917.
  • warning: Declaration of views_handler_sort::options_validate(&$form, &$form_state) should be compatible with views_handler::options_validate($form, &$form_state) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_sort.inc on line 165.
  • warning: Declaration of views_handler_sort::options_submit(&$form, &$form_state) should be compatible with views_handler::options_submit($form, &$form_state) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_sort.inc on line 165.
  • warning: Declaration of views_handler_sort::query() should be compatible with views_handler::query($group_by = false) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_sort.inc on line 165.
  • warning: Declaration of views_handler_filter::options_validate(&$form, &$form_state) should be compatible with views_handler::options_validate($form, &$form_state) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter.inc on line 599.
  • warning: Declaration of views_handler_filter::query() should be compatible with views_handler::query($group_by = false) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/handlers/views_handler_filter.inc on line 599.
  • warning: Declaration of views_handler_filter_node_status::operator_form() should be compatible with views_handler_filter::operator_form(&$form, &$form_state) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/modules/node/views_handler_filter_node_status.inc on line 15.
  • warning: Declaration of views_plugin_argument_validate::options_submit(&$form, &$form_state) should be compatible with views_plugin::options_submit($form, &$form_state) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/plugins/views_plugin_argument_validate.inc on line 87.
  • warning: Declaration of views_plugin_argument_validate_taxonomy_term::options_submit($form, &$form_state, &$options) should be compatible with views_plugin_argument_validate::options_submit(&$form, &$form_state) in /var/www/vhosts/bastour.ir/httpdocs/sites/all/modules/views/modules/taxonomy/views_plugin_argument_validate_taxonomy_term.inc on line 165.

حیات و پویایی نقالی رو به زوال است .صدای نقالها دیگر به گوش نمی رسد. داستان سرایی، قدیمی ترین شکل ادبیات شفاهی است.هزاران سال پیش از آن که صنعت چاپ و نوشتن به صورت پدیده ای فراگیر درآید، ادبیات شفاهی به صورت قصه گویی رواج داشته و بخش مهمی از هر جامعه بوده و هنوز هم  وجود دارد. نقالان از گذشته ،تاریخ ماجراهای قهرمانان ، پستی های دشمن خدایان ،اهریمنان و نیروهای ماورای طبیعت، سخنها می گفتند . نقال در بافت اینگونه جامعه های ابتدایی همواره شخصیتی مورد توجه بوده است. البته تاریخچه نقالی در شکل جدید آن در ایران به زمان شاه اسماعیل صفوی بر می گردد.شاه اسماعیل مشوق و مروج سرسخت آن بوده است وهدفش رواج مذهب اثنی عشری بوده است. برای این کار17 سلسله را مأمور کرد تا هر کدام در جایی با لباس وقوم خاص و جداگانه هدف اورا تبلیغ کنند . مثلا بعضی مداحی ائمه می کردند، عده ای دیگر در زورخانه ها شعر می خواندند و دسته ای دیگر سخن سرایی می کردند . و همه این فعالیتها برای آن بوده است که مردم را به خود جلب کنند . وبرای آن که این نوع مداحی در ذائقه مردم جا بیفتد ، داستان ها و روایت های پهلوانی را چاشنی سخن خود می کردند . به مرور داستان سرایی رواج یافت و از اهمیت خاصی برخوردار شد .اما متاسفانه نقالی امروزه رو به زوال است و از آن همه داستان سراییان بنام اکنون جز تنی چند گمنام تلخ کام و بی پناه نمانده است. غلامرضا خوشحال پور یکی از این نقال هاست که بیش از 37 سال است شاهنامه را برای مردم نقل کرده و به او بستور می گویند . بستور به معنای زره بسته شده و نام پسر عموی اسفندیار است که مانند بسیاری از شخصیتهای شاهنامه تاریخ آفرین بوده است. خوشحال پور درباره تاریخچه نقالی در ایران می گوید : بیشتر مردم این سرزمین که سواد خواندن ونوشتن نداشتند و منظومه های پر طول و تفصیل از دسترسشان بیرون بود داستانهای کهن و سر گذشت پهلوانان باستانی را از راویان و نقالان می شنیدند اما امروز برای ما دقیقا روشن نیست که روایت و نقل شفاهی داستان ها در برابر انبوه شنوندگان از چه زمانی و با چه روشهایی آغاز شده و چگونه رشد و تکامل یافته است .البته بنا بر پاره ای از روایات برخی از متون کهن فارسی و عربی می توان گفت که این رشته از داستان پردازی از قدیمی ترین زمان ها و حتی پیش از نگارش و نظم ادبی داستان ها رواج داشته است . وی با بیان اینکه بنا بر نظر عده ای تاریخ نقالی ما به هفت هزار سال پیش و زمان گشتاسب می رسد می افزاید :از دوران صفویه به بعد اطلاعات بیشتر و مشخص تری از نقالی وجود دارد به گونه ای که گفته می شود گذشته از صوفیا ، خاورنامه در تبلیغ مذهب شیعه و جلب مردم می کوشید.راویان ونقالانی نیز بودند که داستانهای پهلوانی درون مایه نقل می کردند، به طوری که با وجود اولویت داشتن روایات و قصه های مذهبی شیعه و زندگینامه ائمه داستانهای کهن ایرانی نیز به کلی فراموش نشده بود و مسیر خود را طی می کرد. وی ادامه می دهد:در زمان صفویه و قاجار حکومت در ایران به طور کلی دگرگون شده و در حقیقت نقالی هم به دو شاخه تقسیم می شود : پرده خوانی و نقالی. که نقالان داستان های شاهنامه را در تاریخ ایران به تصویر می کشیدند و پرده خوان ها داستان های مذهبی را تعریف می کردند. خوشحال پور که برای حفظ و احیای هنر نقالی در اصفهان تلاش های بسیار کرده است تصریح می کند : نقالان از گذشته تا کنون مردانی گشاده زبان ،خوش صدا و برخوردار از حافظه ای نیرومند و دارای قدرت باز آفرینی تجسم و تخیلی سرشار بوده اند و به یاری همین استعداد و بر اثر شاگردی نزد استادان فن و دقت در طومارهای نقالان پیش از خود و گوش سپردن به نقل های سینه به سینه بود که به تدریج به استادی و مهارت می رسیدند و هزاران نفر را مجذوب خویش می کردند . وی میگوید : بیشتر نقالان دوره های اخیر سواد خواندن ونوشتن نداشتند و کاتبی را به خدمت خود در می آوردند تا طومارها را گرد آوری و بازنویسی کنند و برایشان بخواند تا به خاطر بسپارند و برای مردم بیان کنند و به اجرا در آورند . در واقع آنچه که دراین طو مارها می امد مواد خام وخطوط اصلی داستان بود و برای نقال جنبه یاد آوری داشت و هر گوینده ای به اقتضای فرهنگ و تربیت شخصی و بنابر اتکا به ذوق وتوانایی خود داستان ها را به گونه ای ویژه می پروراند و به شنوندگان عرضه می کرد. وی درباره وضعیت کنونی این فن و هنر نیز می افزاید:در روزگار ما بنا به دلایلی چون دست یافتن مردم به رسانه و وسایل ارتباط جمعی کار نقالی اندک اندک در حال رنگ باختن است و رشته این فن گسسته است و این جای تاسف دارد . وی می گوید :وقتی من نقالی می کنم اسب سوار می شوم به جنگ با اژدها می روم کشتی می گیرم... و مخاطب خود را که بیشتر جوانان هستند به زاویه زاویه تاریخ می کشانم و نشان می دهم هر ایرانی با چه انباشته و چه ارزشی از تاریخ روبه روست. تاریخی که بوی مردانگی و شجاعت و غیرت می دهد و نگران این است که اگر این هنر رو به فراموشی رود چرا که با خود نقل کنندگان تاریخ را از میان خواهد برد و مردم کم کم عادت می کنند به نشنیدن حرف ها و نقل ها و داستان های تاریخ سرزمینشان. وی می گوید : می توانیم به گونه ای برنامه ریزی کنیم تا برای تفریح و دور شدن از دغدغه های شهر و زندگی ، به قهوه خانه ها و چایخانه ها برویم در این گونه محل ها چیزهای بیشتری از تاریخ شهر و نیا کانمان یاد می گیریم و ارتباط مردم و داشته های تاریخی مان برای حفظ و پاسداری و احیاء آنها بیشتر شود.